کدام گرگ پیروز مى شود ؟

سرخپوست پیری برای کودکش از حقایق
زندگی چنین گفت: در وجود هر انسان،
همیشه مبارزه‌ای وجود دارد مانند مبارزهٔ
دو گرگ! که یکی از گرگ‌ها سمبل بدی‌ها
مثل حسد، غرور، شهوت، تکبر و خودخواهی


و دیگری سمبل مهربانی، عشق، امید و
حقیقت است.
کودک پرسید: پدر کدام گرگ پیروز می‌شود؟
پدر لبخندی زد و گفت، گرگی
که تو به آن غذا می‌دهی…

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای کدام گرگ پیروز مى شود ؟ بسته هستند

پشتِ پرده ریاکارى !

نوشته

دن_اریلی روانشناس و متخصص اقتصاد رفتاری.

نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!» آزمایش های جالبی انجام داده است؛
او در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سؤال می‌دهد تا آنها در ازای گرفتن ۵ دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای ۵ دلار ۹ دلار می‌دهد و به گونه‌ای تظاهر می‌کند که حواسش نیست و اشتباهاً ۹ دلار داده است.

برخی ازمشتریان صادقانه ۴ دلار اضافه را برمی گردانند اما عده‌ای هم به روی خود نیاورده و ۹ دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند!

در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ می‌خورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت‌و‌گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمی‌کند و به نوعی بی احترامی میکند!

در این آزمایش تعداد کسانی که ۴ دلار اضافه را برمی‌گردانند کمتر از آزمایش اول است!
وقتی مشتریان احساس می‌کنند نویسنده، وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمی‌گردانند.

این آزمایش حاوی نکته جالبی است که می‌توان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد؛
مردم زمانی که حس می‌کنند به آنها از سوی حکومت ظلم می‌شود یا حق آنها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند.

در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری ونا هنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد! رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌ سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند.

در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و… در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند…

☘️

منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای پشتِ پرده ریاکارى ! بسته هستند

مرد را دردى اگر باشد خوش است !


نى گیاهیست خود رو ، و در کنار برکه یا رودخانه یا تالاب و ،،، میروید ،
در برخی مکانها ، مثل منطقه شاهرود و دامغان ، در یه روز خاصی ، آتش را در انبوه نیزار رها میکنند ، و این سوختن تا سحر ادامه میابد ،

در دل شب بهنگام سوختن نیزار ، صداهای عجیب و پر از اسراری بگوش میرسد ، و تا سحر غوغایی برپاست ،
دم دمای صبح و قبل از طلوع آفتاب به نیزار سوخته میروند ،
بعضی از نی ها نسوخته اند و در آتش سرخ شده یا بقولی پخته میشوند
نی های سرخ شده را جمع آوری میکنند از بین آنها ، جدا سازی آغاز میشود ، برخی از نی ها که دارای هفت بند و کمتر از یک متر هستند ، بدرد ساز نی اصیل میخورند ، برخی بدرد فلوت و نی لبک و دوسازه ، قشمه و …
اما موضوع اینجاست که آندسته از نی ها که ساز میشوند ، باید تا زمانی که نواخته میشوند ، اسرار سوختن رو بیان کنند ،
بشنو از نی ، چون حکایت میکند
از جدایی ها شکایت میکند

اما در عرفان ، یکی از معانی نی ،
نه است ، نیی ، نیستی ، هیچ
در حقیقت ، نی ، نماد انسان فارغ از خود است ، دلباخته ی معشوق واقعی و بریده از تمام مادیات و مسائل دنیوی ،
پایین تر از همه خود را انگارد ، ولی در مقابل به درک اشرف مخلوقات رسیده ، و میداند که معشوق از او تعهد گرفته ، ،،،،

اما منیت خود را نابود ساخته و از منی و تویی ، دوگانگی و چندگانگی ، وحدت ساخته و جز او نمیبیند ، در مقابل خود نی میان تهیست ، و در این راه مرارت سختی افزون خواهد کشید

نی حدیث راه ، پر خون میکند
قصه های عشق ، مجنون میکند

یکشب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی ای شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت; کاین آشوب چیست؟
مر ت
و را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش ; بی سبب نفروختم
دعوی بی معنی او را سوختم

زانکه میگفتی نی ام ، با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

با چنین دعوی چرا ای کم عیار
برگ خود میساختی هر نو بهار ؟

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای مرد را دردى اگر باشد خوش است ! بسته هستند

اندکى ژرف نگرى در داستان پنیکیو


همه ی ما کارتون زیبای پینوکیو رو دیدیم و از اون خاطرات خوبی داریم ولی من با خوندن این کتاب فهمیدم که من هیچ چیز جز داستان سطحی از این اثر فوق العاده رو نفهمیده بودم
کارلو کلودی میگفتن که هدف ازخلق شخصیت پدر ژپتو، نشون دادن شخصیت خداوند “آفریدگار و خالق ” بوده که با چه عشق و علاقه ای پینوکیو رو خلق کرده بود
و در هر شرایطی از پینوکیو حمایت میکرده حتی وقتی که پینوکیو از پدر ژپتو دور میشده اما باز از حمایت و عشق خالقش بهره مند بوده ، هدف نویسنده به تصویر کشیدن عشق همیشگی پروردگار نسبت به بنده اش توسط پدر ژپتو بوده ا
هدف از خلق جوجه اردک” جینا ” نشون دادن عقل، قلب و روح پاک پینو کیو بوده که در هر شرایطی پینوکیو رو از انجام کارهای اشتباه منع میکرده و این جوجه اردک پاک و معصوم رو خداوند در وجود همه ی بندگانش به ودیعه گذاشته اما انسانها هم مثل پینوکیو هیچ وقت به الهامات و حرفای این جوجه اردکشون گوش نمیکنن و کار خودشونو میکنن و همیشه دچار سردرگمی و عذاب میشن همونطور که پینوکیو هیچ وقت به الهامات قلبش گوش نمیداد و همیشه دچار خسران میشد.

هدف از خلق شخصیت روباه و گربه نره به تصویر کشیدن نفس پینوکیو بوده که همیشه با وعده های پوچ و توخالی پینوکیو رو به گمراهی میکشوندن و مایه ی دوری پینوکیو از پدرژپتو میشدن ،همونطور که انسانها با پیروی از نفس درونشون از خداوند دور میشن
اگه یادتون باشه توی یک قسمتی از داستان پینو کیو درو غ که میگفت دماغش دراز میشد و توی عذاب شدیدی قرار میگرفت و پری مهربون اونو میبخشید و دوباره دماغش خوب میشد، نویسنده میگفت منظور من از خلق این سکانس این بوده که به بیننده بگم که دروغ توازن و تعادل روح پاک آدمی رو بهم میریزه و مجبور بودم اینو توی جسم پینوکیو نشون بدم و همه ی انسانها همیشه یه پری مهربون در وجودشون دارن که به محض بازگشت از گناه اونارو میبخشه و در آغوش میگیره .

اگه یادتون باشه توی یه قسمتی روباه و گربه نره با تعاریف آنچنانی از یک شهر بازی پینوکیو رو گول میزنن و سوار بر یک کالسکه ی بزک شده میشن و میرن به شهر آرزوهاشون ،وقتی صبح بیدار میشن تبدیل به یه حیوان دراز گوش میشن و اینجا پینو کیو میفهمه که اشتباه کرده ،کارلو کلودی میگه اغلب انسانها گول نفس خودشونو میخورن و در پی زرق و برق دنیا ،سوار بر این کالسکه ها میشن و وقتی به مقصد میرسن متوجه میشن که گوششون دراز شده و اشتباه کردن

سرتونو درد نیارم نویسنده میگه بعد اینکه پینوکیو وقتی تمام دنیا رو گشت و تمام اشتباهاتشو کرد آخرش تصمیم میگیره که پیش پدر ژپتو برگرده و وقتی میرسه از ژپتوی پیر میخواد که اونو تبدیل به یه انسان واقعی کنه چون دیگه از چوبی بودن خسته شده بوده و صبح بیدار میشه میبینه که آرزوش برآورده شده و تبدیل به یه انسان واقعی شده
کارلو کلودی میگه هدفم از خلق این سکانس این بوده که به مخاطب بگم که اگه به سوی خالق خودت برگردی یک انسان واقعی میشی وگرنه پینوکیوی چوبی بیش نیستی

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای اندکى ژرف نگرى در داستان پنیکیو بسته هستند

مادرم در مورد من چه فکر میکرد !

دو نفری که در این عکس می بینید ایوان فرناندز دونده ی اهل اسپانیا و آبل موتای دونده ی اهل کنیا هستند.

موضوع مربوط به هشت سال پیش می شود. دونده ی کنیایی نفر اول است و تا خط پایان ده متر فاصله دارد که با خیال اینکه از خط پایان عبور کرده، می ایستد. فرناندز که نفر دوم و پشت سر او بوده متوجه اشتباه او می شود، ابتدا به او اشاره می کند که خط پایان آنجاست! وقتی می بیند که او متوجه زبان او نمی شود، حریف را هل می دهد و پشت سر او می دود. موتای به عنوان نفر اول از خط عبور می کند و فرناندز دوم. همه اینها طی چند ثانیه اتفاق می افتد.
خبرنگار از فرناندز می پرسد که “برای چه این کار را کردی؟”
پاسخ می دهد “رویای من این است که روزی همه ما اینچنین زندگی اجتماعی ای داشته باشیم.”
خبرنگار قانع نمی شود: “ولی چرا اجازه دادی دونده ی کنیایی اول شود؟”
ایوان می گوید “من که اجازه ندادم! او خودش داشت اول می شد.”
خبرنگار اصرار دارد که “اما تو می توانستی اول شوی.”
ایوان نگاهی به او می اندازد و می گوید “درست. اما حاصل ان پیروزی چه بود؟ آن مدال چه افتخاری برای من داشت؟

مادرم چه فکری در مورد من می کرد؟”

اولین عکس العملم از خواندن این گزارش اشک بود. گریه ی زیاد! نمی دانم برای چه و از کجا. بعدش فکر کردم که با پرسش ها، انتظارات، آفرین ها و اخم ها چه ارزش هایی را به ناخودآگاه فرزندانم منتقل می کنم؟ جایی دیدم که نوشته بود که “روش ها و ابزارهای درستِ بردن را به بچه هایمان بیاموزیم.”

خیلی به هنر مادر ایوان فکر می کنم. به رویایی که در وجود فرزندش پرورانده و به رابطه ی عمیقی که با او ساخته.

فرزندپروری

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای مادرم در مورد من چه فکر میکرد ! بسته هستند