پرتره مانى پیامبر ایرانى

ک پرتره ای است از مانی پیامبر نقاش ایرانی در روزگار ساسانیان که بنیانگذار آیین مانوی بود.

او رتبه شماره ۸۳ در فهرست تأثیرگذارترین اشخاص تاریخ دارد.
آیین مانی از چین تا اروپا را در نوردید و پیروان بسیاری را کسب کرد.او نخستین کسی بود که ادعای معراج داشت.

مانی باور داشت که روحانیون دست پرورده اهریمن هستند! چون آتش ناسازگاری را دامن می زنند و دست در دست فرمان روایان بساط گمراهی را میگسترانند؛ به همین خاطر مورد غضب روحانیون آن زمان( مغان زردشتی ) قرار گرفت


منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای پرتره مانى پیامبر ایرانى بسته هستند

مبارزه با فساد را از خود اغاز کنیم !

  • هنگامی که در رستوران یا هتل هستید و شکر یا شیر چای خود را بیشتر از مقداری که در خانه مصرف می کردید، مصرف می کنید بیانگر این است که شما زمینه فساد را دارید.
  • وقتی که در رستوران یا اماکن عمومی هستید و مقدار زیادی دستمال کاغذی، صابون یا عطر استفاده می کنید، در حالی که در منزل خودتان این گونه نیستید بدین معنا است که اگر شرایط اختلاس برای شما فراهم شود اختلاس می کنید.
  • اگر در جشن ها و بوفه های سلف سرویس زیاد می خورید در حالی که می دانید شخص دیگری آن را حساب می کند، بدین معناست که اگر فرصت خوردن مال دیگران را پیدا کنید این کار را خواهید انجام داد.
  • اگر معمولا هنگامی که در صف ‌هستید و حقوق در صف بودن را راعایت نمی کنید، پس شما زمینه این را دارید که برای رسیدن به هدف خود از کتف دیگران هم بالا بروید.
  • اگر جزو کسانی هستید که فامیلی واصل و نسب دیگران بیشتر از خود آن ها برای شما اهمیت دارد، یعنی این که در شما زمینه نژاد پرستی وجود دارد.
  • هنگامی که به قوانین راهنما و رانندگی توجهی ندارید و به آن اعتنایی نمی کنید، بیانگر این است که شما زمینه تجاوز و سرکشی را دارید حتی اگر قرار باشد اشخاص بی گناهی هم در این بین صدمه ببینند.
  • اگر این پیام را خواندید و پیش خود گفتید که این مطالب ضروری نیستند، یعنی این که مصلحت خود را بر مصلحت جمع ترجیح می دهید.
    مبارزه با فساد را از خود شروع کنیم .
منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای مبارزه با فساد را از خود اغاز کنیم ! بسته هستند

ویتنام روى اعصاب امریکا راه مى رود

ویتنامی ها روی پرچم آمریکا راه نمی روند ولی تا دلتان بخواهد روی اعصاب آمریکا راه می روند. جنگ آمریکا و ویتنام ۱۹۵۵ آغاز شد و بیست سال بعد در ۱۹۷۵ با پایان یافت. جنگی که لقب طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم را به خود اختصاص داد. آمریکا در آن بیست سال ، از هیچ جنایتی علیه مردم این کشور فروگذار نکرد. تعداد بمب هایی که آمریکا بر سر مردم ویتنام ریخت از تعداد کل بمب هایی که متحدین و متفقین در جنگ جهانی دوم علیه هم استفاده کرده بودند، بیشتر بود. سربازان آمریکایی برای این که مانع از مخفی شدن سربازان ویت کنگ در زیر شاخ و برگ درختان شوند، از مواد سمی عامل نارنجی استفاده کردند. فقط در سال ۱۹۶۹، یک میلیون هکتار از جنگل‌ها با استفاده از این عامل نابود شد. عامل آبی نیز یکی دیگر از مواد شیمیایی بود که برای از بین بردن ذخایر غذایی ویتنام شمالی بر روی محصولات کشاوری اسپری می‌شد. این عامل بر روی هزاران هکتار از زمین‌های کشاورزی، و به خصوص شالیزارها، پاشیده شد.
جدای از سه میلیون کشته؛ تا سه نسل از ویتنامی ها با مشکلاتی از قبیل جنین های نارس یا متولدین معلول مواجه بودند. در موزه جنگ ویتنام، چند نفر از این معلولان مادرزاد که قدی حدود پنجاه سانتی متر داشتند، با دست هایی کوتاه و صورت هایی دفرمه شده، صنایع دستی درست می کردند و به توریست ها می فروختند. آنها بخش زنده موزه بودند
بخش زیادی از مردم ویتنام، ناگزیر بودند در هزاران کیلومتر تونلی که زیر جنگل ها کنده بودند زندگی کنند و حتی مدارس و بیمارستان هایشان را نیز به این تونل های زیر زمینی منتقل کنند. با این حال، آمریکایی ها آنان را در زیر زمین هم راحت نمی گذاشتند و با سم پاشی جنگل ها و نیز انداختن بمب هایی که اکسیژن هوا را می بلعید، آنان را در تونل هایشان نیز خفه و قتل عام می کردند
خود آمریکا نیز پس از هزاران روز جنگ، ۴۵ هزار کشته، سیصد هزار زخمی و میلیاردهار دلار هزینه، بدون هیچ دستاوردی خاک ویتنام را ترک کردند.

اگر یک کشور در سراسر جهان وجود داشته باشد که بخواهد تا ابد با آمریکا قطع رابطه کند، هر روز پرچم اش را به آتش بکشد، قطعا آن ویتنام است. اما ویتنام چگونه برخورد می کند؟ به جای آنکه روی پرچم آمریکا راه برود روی اعصاب آمریکا راه می رود؟ چگونه؟ با رشد بی نظیر اقتصادی، تولید محصولات صادراتی فوق العاده، با تبدیل شدن به کشوری امن برای کسب وکار، زندگی و سرمایه گذاری، با تمرکز بر حوزه های پیشرفته مانند اینترنت اشیاء و با تبدیل شدن به شریک تجاری شرکت های آمریکایی آنقدر محیط جذابی برای کسب وکار فراهم کرده اند که شرکت های آمریکایی آنجا را از بین دویست کشور جهان برای تولید انتخاب می کنند به حرف های یک ویتنامی دقت کنید:
«بله! ما خاطره خوبی از آمریکا نداریم و راستش را بخواهی من که در آن زمان متولد نشده بودم، از آمریکا نفرت دارم ولی نفرت من از آمریکا نباید به ضرر خود من تمام شود و مرا در گذشته نگه دارد»
ویتنامی ها جنگی که ۴۳ سال تمام شده است را ایستگاهی برای توقف در گذشته نکرده اند بلکه آن را منبعی برای درآمد زایی کرده اند. تور جنگ و جنگل برگزار می کنند و از گردشگران خارجی مبلغی پول می گیرند و تونل های زمان جنگ، ابزارآلات رزمی آن دوران، فیلم مستندی از شجاعت های ویت کنگ ها و … را نشان شان می دهند و در جایی، به ازای هر تیر جنگی دو دلار می گیرند و به توریست ها اجازه می دهند با سلاح های زمان جنگ، شلیک کنند. موزه جنگ شان نیز که همیشه مملو از گردشگرانی است که برای دیدن عکس های زمان جنگ و هواپیماها، تانک ها و تسلیحات به جا مانده از آن دوران بلیت می خرند و خفت آمریکایی ها را در عمل نشان می دهد
هیچ کشوری دوست و دشمنی دائمی هیچ کشور دیگر دنیا نیست. این منافع ملی هستند که دائمی هستند. نه دوستی و نه دشمنی با دیگران. مهم آن است که در هر رابطه دوستانه ای باید منافع ملی مردمم را تامین کنم و هر رابطه خصمانه ای نباید منجر به نقض منافع ملی مردمم شود. انتقام گرفتنی که من بیش از طرف مقابل هزینه می دهم، انتقام نیست، خسارت و اشتباه محاسباتی است. نفرت از دیگران نباید به ضرر خود من تمام شود و مرا در گذشته نگه دارد. آینده را دریابیم.

مجتبى لشکربلوکى

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای ویتنام روى اعصاب امریکا راه مى رود بسته هستند

آقا معلم ما نان مى خواهیم !

«محمد صادقی، معلم ۳۰ساله روستای «داغ کندی» در منطقه چاراویماق آذربایجان شرقی
.
قهرمان افسانه‌ای من است.

او وقتی برف می‌بارد روزها کار می‌کند تا مسیر روستا به مدرسه باز شود. صادقی یک روز از بچه‌ها خواسته آرزویشان را بگویند که شنیده:

خواسته تا آرزو هایشان را بگویید و شنیده که بجه ها گفته أند

“آقا معلم از خدا نان می‌خواهیم”.
.
فقط چشم‌هایشان…».

منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای آقا معلم ما نان مى خواهیم ! بسته هستند

چرا تابوت سنگى شاهان را در تخت جمشید شکستند !

در زمان فتحعلیشاه شاه قاجار و به دستور فرمانرواى فارس تابوتهای سنگی شاهان هخامنشی در نقش رستم را شکستند ،تا مگر به طلا و زیورآلاتی دست یابند!

این فرمانرواى زر پرست «میرزاحسینعلیخان فرمانفرما» فرزند «فتحعلیشاه قاجار» بود که این کار ننگین را در زمان حکمرانی فارس انجام داد.
گزارش این موضوع در کتاب فارسنامه ناصری اثر شادروان میرزاحسن فسایی آمده است. در این گزارش می خوانیم:

«…نواب حسینعلی میرزا فرمانفرما ی فارس حکم نمود تا کناره ی سر صندوقهای سنگی دخمه های کیانی را در تخت جمشید مرودشت،به اندازه ای که آدمی در آنها رود، شکستند و جز مشت خاک نرمی از جمشید و کاووس و قباد ندیدند»! (تا آن روزگار مردم ایران ،تخت جمشید رادا مرودشت ِفارس گورگاه شاهان کیانى مى پنداشتند ) .


با این گزارش مشخص می شود که تابوتهای آرامگاههای شاهان هخامنشی در نقش رستم تا زمان فتحعلی شاه قاجار نیز سالم باقی مانده بوده است و توسط فرزند نابکار این شاه شکسته شده است

منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای چرا تابوت سنگى شاهان را در تخت جمشید شکستند ! بسته هستند