بایگانی ماهیانه: بهمن ۱۳۹۵

افکار کودکى در بارهِ دزد !

*افکار کودکی در باره دزد * طفل بودم خیال می کردم دزد بی دین و بد قد و بالاست صورتش مار عینکی و تنش بد نهیب و قوی و غول آساست از بنا گوش در شده اسبیل ابروان پهن و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای افکار کودکى در بارهِ دزد ! بسته هستند

در ماهیت عشق

حکایت کنند که در مجمعى سخن از ماهیت شیر به میان آمد یکى گفت : شیر آن است که آن را به پارسى چنین نویسند و به تازی چنان گویند گفتند : آن شیر نباشد که صوتى بیش نیست… شیر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای در ماهیت عشق بسته هستند

دروغِ بزرگ و راهی که به ترکستان می رسد!

در جایی نشسته ام که تلویزیون روشن است و من به ناچار تماشاگر رسانه ای هستم که سال هاست آن را بر خود “حرام” کرده ام. موضوع برنامه اش “خطرات کاهش جمعیت” است و دو خطر عمده برای رشد منفی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای دروغِ بزرگ و راهی که به ترکستان می رسد! بسته هستند

خانه سالمندان !

خانه سالمندان : نوشته ای بسیار زیبا و جالب از یک دبیر ادبیات این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای خانه سالمندان ! بسته هستند

قانون از آسمان نیامده است !

🔸تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای قانون از آسمان نیامده است ! بسته هستند