بایگانی ماهیانه: آذر ۱۳۹۶

یاد آر زشمع مرده ، یادآر

ای مرغ سحر! چو این شب تار بگذاشت ز سر سیاهکاری، وز نفحه ی روح بخش اسحار رفت از سر خفتگان خماری، بگشود گره ز زلف زرتار محبوبه ی نیلگون عماری، یزدان به کمال شد پدیدار و اهریمن زشتخو حصاری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای یاد آر زشمع مرده ، یادآر بسته هستند

حکایتى از گذشتگان

تنى چند از روندگان متفق سیاحت بودند ، شریک رنج و راحت خواستم تا مرافقت کنم ، موافقت نکردند . گفتم از مکارم و اخلاق درویشان غریب و بعید است روى از مصاحبت مسکینان تافتن و فایده دریغ داشتن و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای حکایتى از گذشتگان بسته هستند

معجون آرامبخش !

“معجون آرام بخش” !! روزی انوشیروان از بزرگمهر خشمگین میشود و دستور میدهد او را در سیاهچال زنجیر کنند! چند روزی از این ماجرا گذشت. شاهنشاه فرمانبرانش را فرستاد تا جویای حال بزرگمهر شوند. زمانی که آنان به سیاهچال رسیدند، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای معجون آرامبخش ! بسته هستند

چگونه انرزى منفى دیگران را جذب نکنیم

❗️همه‌ی ما روزانه در معرض انرژی منفی دیگران قرار داریم. آیا راهی وجود دارد که بتوانیم انرژی منفی ذیگران را جذب نکنیم. ❗️هم‌دردی چیزی است که تمام انسان‌ها دارند. ما برای این کار انعطاف‌پذیری داریم. وقتی می‌بینید کسی آسیب می‌بیند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای چگونه انرزى منفى دیگران را جذب نکنیم بسته هستند

وقفنامه خواجه رشید

تا ۱۳۴۸ کسی از این سند جالب عصر مغول خبر نداشت تا اینکه یکی دو روز کنگره خواجه رشید در تبریز نیز برگذار شد و من و دیگر اساتید دانشگاه را به بازدید ربع رشیدی بردند که ناگهان مردی با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خواندنیها | دیدگاه‌ها برای وقفنامه خواجه رشید بسته هستند