این گالری شامل 1 تصویر است.
ازکمال خجندى زاهدان کمتر شناسند آنچه ما را در سر است فکر زاهد دیگر و سودای عاشق دیگر است زاهدا دعوت مکن ما را به فردوس برین کآ ستان همت صاحبدلان زآن برترست گر براند ، از خانقاهم پیر … ادامهی خواندن
روزی مولانا ، شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی مولانا جلال الدین رومی رفت. پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ … ادامهی خواندن
وقتی از شما بپرسند شعر خوب یعنی چه، آیا می توانید فورا به آن جواب دهید؟ در این باب ادبای عرب و عجم بسیار بحث کرده اند و آن چه بالاخره به ما جواب داده اند این بوده … ادامهی خواندن
آن شغالی رفت اندر خم رنگ اندر آن خم کرد یک ساعت درنگ شغالی به درونِ خم رنگآمیزی رفت، پی از اندکى درنگ بیرون آمد, رنگش عوض شده بود. … ادامهی خواندن
از استاد على صبورى با عشق آشتی کن ، از سر بگیر باران ما را در این بیابان ، در بر بگیر باران فر صت نماند چندان ،تا بر کنی ستم را رگبار بی امان را ،از سر … ادامهی خواندن
این گالری شامل 1 تصویر است.
ازکمال خجندى زاهدان کمتر شناسند آنچه ما را در سر است فکر زاهد دیگر و سودای عاشق دیگر است زاهدا دعوت مکن ما را به فردوس برین کآ ستان همت صاحبدلان زآن برترست گر براند ، از خانقاهم پیر … ادامهی خواندن