بایگانی دسته: هنر و ادبیات

سیب دندان زده !

  شعر اول رو حمید مصدق در خردادماه ١٣۴٣سروده  که شاید همه خونده و یا شنیده باشن  :    تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده, هنر و ادبیات | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای سیب دندان زده ! بسته هستند

دیده معشوق باز من !

بالابلند عشوه گر نقش باز من کوتاه کرد قصه زهد دراز من دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم با من چه کرد دیده معشوقه باز من گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق غماز بود اشک و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای دیده معشوق باز من ! بسته هستند

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

  زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم   گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر   ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم   بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد   من بعد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم بسته هستند

آهن

  از استاد رضا افضلى    آن آهنم که پنجۀ آهنگرِ زمان هر دم مرا به دوزخِ آتش فرو بَرَد رقصانَدَم به کورۀ تابیده اش به خشم  تا سرخی ام ز آتشِ او رنگ و رو بَرَد  گر لحظه ای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای آهن بسته هستند

گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست

ور تو پنداری مرا بی‌تو قراری هست نیست   ور تو گویی چرخ می‌گردد به کار نیک و بد   چرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست   سال‌ها شد که بیرون درت چون حلقه‌ایم   بر در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست بسته هستند