بایگانی دسته: هنر و ادبیات

مرد کور وستایش خداوند

فقیر کوری،  با گیتی آفرین می گفت که ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم   به نعمتی که مرا داده ای هزاران شکر که من نه در خور لطف و عطای چندینم   خسی گرفت گریبان کور و با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای مرد کور وستایش خداوند بسته هستند

در سالروز درگذشت زنده یاد محمد تقی بهار

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ   افسانه بود معنی دیدار، که دادند در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ   خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای در سالروز درگذشت زنده یاد محمد تقی بهار بسته هستند

یکم اردیبهشت ” روز سعدى ” خجسته وفرخنده باد

هزار سال پس از مرگ من چو باز آیى  زگور نعره بر آرم که مر حبا اى دوست   

منتشرشده در هنر و ادبیات | دیدگاه‌ها برای یکم اردیبهشت ” روز سعدى ” خجسته وفرخنده باد بسته هستند

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

زبسکه چشم تو مردم فریب و محتال است هزار چشم چو چشم منش بدنبال است بغیر وصل توام نیست آرزوئی لیک مرا همیشه فلک بر خلاف آمال است کجا بدامن وصل تو دسترس دارد کسیکه چو من بیچاره تیره اقبال … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی بسته هستند

گفتمش اى دوست ، دوست !

در زدم و گفت کیست ؟ گفتمش اى دوست ، دوست گفت در آن دوست چیست ؟ گفتمش ای دوست ، دوست گفت اگر دوستی ! از چه در این پوستی ؟ دوست که در پوست نیست ؟ گفتمش ای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در هنر و ادبیات | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای گفتمش اى دوست ، دوست ! بسته هستند